ماجرای درخت آرزو ها ! ( از مجموعه آثار مفهومی اجرا شده در مرکز علمی کاربردی لارستان)

نام این اثر مفهومی (مشارکتی) درخت آرزوها نبود اما طی جریان اجرا، ماجرا هایی بر آن گذشت که دیگران اینگونه خطاب اش کردند و عاقبت ما نتوانستیم نام بهتری برایش انتخاب کنیم و این شد که ما هم گفتیم درخت آرزوها!
در گوشه ای از فضای داخلی دانشگاه که اتفاقاً همجوار کارگاه هنر است و مکانی پر رفت و آمد. دو خمره ی بزرگ قرار دارد که با کم سلیقگی روی آن نقاشی و برجسته کاری شده است.
اینکه اثر کیست و چند سال است. اینجاست را نمی دانیم. اما احساس کردیم منزلت هنری اش ارتباطی با فضای آکادمیک ندارد و دیدار هر روزه اش کلافه امان کرده است.
بنابر این قرار بر این شد که با توجه به شکل و کاربرد آن ایده پردازی کنیم و از آن در اجرای یک اثر مفهومی استفاده کنیم.

1IMG_1150.jpg

اعضای گروه دست به کار می شوند.

2DSC00936.jpg

لازم است پیش از هر چیز سطح خمره (گلدان) را با رنگ سفید بپوشانیم.

3DSC00941.jpg

درخت خشکیده ای که اعضای گروه با زحمت فراوان آن را تهیه کرده بودند را در گلدان می نشانیم.

3DSC00943.jpg

اعضای گروه با علاقه کار را دنبال می کنند.

5DSC00948.jpg

مقدار زیادی پارچه رنگی تهیه می کنیم و آنها را به شکل نوارهای کوچک برش می دهیم.
7DSC00952.jpg

قصد داریم پارچه ها را به شاخه ها گره بزنیم.

8DSC00955.jpg

گره زدن پارچه به درختان یا همان دخیل بستن، آیین مرسومی است که تقریبا در همه نقاط ایران به نوعی دیده شده است. درختان مقدسی که معمولاً در جوار امام زاده ها وجود دارند و در باور مردم مقدس شمرده می شوند.
در فرهنگ ما لارستانی ها اصطلاح کُنار لَک و پَک به این باور اشاره دارد. کُنار همان درخت سدر است که از گذشته های دور درختی مقدس بوده و منظور از لَک و پَک همان تکه پارچه هایی است که  به شاخه ها گره می زنند.

11IMG_4474.jpg

از قضا شبی که که ما در حال اجرای این اثر مفهومی هستیم همزمان شده است با مناسبتی مذهبی به نام لیله الرغائب یا همان شب آرزو ها.
من شخصاً از وجود چنین مناسبت مذهبی در این شب اطلاعی نداشتم و آنوقت دانستم که چند اس ام اس با این مضمون به دستم رسید و تبلیغات مذهبی که فردای آن روز بر در و دیوار شهر دیدم.
به هر حال هر لحظه بر تعداد افرادی که مشتاق بودند تا به درخت خشکیده ما پارچه گره بزنند افزوده می شد و کم کم انگار همه باور کرده بودند که تقارن اتفاقی اجرای این اثر هنری با این مناسبت مذهبی می تواند نشانه ای باشد به برآورده شدن آرزو هایشان در این شب!
13IMG_4472.jpg

پس از اینکه شاخه ها به اندازه کافی از پارچه پر شد. درخت را به فضای داخلی دانشگاه منتقل کردیم.

16---Copy.jpg

قرار بر این بود که ترتیبی بدهیم  این اثر از یک مجسمه مفهومی به یک اثر مشارکتی تبدیل شود.
در هنر مشارکتی هنرمند به جای آنکه به تنهایی یک اثر را خلق کند. مخاطب را در شکل گیری اثر هنری مشارکت می دهد. و در واقع بخشی از اثر هنری به کمک بازدید کنندگان شکل می گیرد.

18 IMG_1161.jpg

بنابر این ما نیز مقدار زیادی تکه پارچه در کنار درخت قرار داده ایم که بازدید کنندگان به کمک آنها کار را ادامه دهند. حس گره زدن  تکه پارچه به شاخه های درخت و تجربه نمادین یک باور آیینی در واقع بخشی از روند تاثیر گذاری اثر هنری ما بر مخاطب است.

19 1 IMG_1148.jpg

گویا صبح فردای آن روز جو دانشگاه شدیداً تحت تاثیر این اثر هنری قرار گرفته است. دانشجویان و کارکنان مشتاق اند مشارکت در این کار هنری را تجربه کنند و درخت هر لحظه پر بار تر و زیباتر می شود.

20 IMG_1164.jpg

نزدیک ظهر بود که یکی از مسئولین دانشگاه با من تماس گرفت و راجع به درخت از من پرسید. توضیح دادم که این یک اثر هنری است اما ظاهراً جوی علیه درخت ما در دانشگاه شکل گرفته که معتقد است این ترویج خرافه پرستی است!

19 IMG_1163.jpg

بعد از ظهر که به دانشگاه آمدم در کمال تعجب دیدم که درخت را از آنجا برده اند. از مسئول خدمات علت را جویا شدم و او گفت نامه ای را دریافت کرده که آنها را ملزم کرده درخت را از آنجا ببرند.
نامه را می بینم: (( درخت آرزوها به دلیل مشکل حراستی به انبار منتقل شود))

21 DSCN0739.jpg

حالا درخت آرزوها! که تا دیروز قدر و منزلتی داشت برای خودش و همه دورش حلقه می زدند و زیباییش را تحسین می کردند و بعضی حتی امید و آرزویشان را گره کرده بودند بر شاخه هایش در گوشه تاریک انبار داشت خاک می خورد.

22 DSCN0260.jpg

شاید مشکل از سوی ما بود که از قبل اطلاع رسانی نکرده بودیم. و بی جا توقع داشتیم مسئولین و عوام الناس هنر مفهومی را بدانند و با آن به عنوان پدیده ای غریب برخورد نکنند.
به این قصور اگر بد شانسی تقارن اجرای این اثر با شب آرزو ها را هم اضافه کنیم جای گلایه و تعجب نیست که عاقبت یک اثر هنری این باشد.
از این بدتر برای من اما بی انگیزه شدن دانشجویانم بود. کدام دانشجو آنقدر در کارش جدی است که حاضر باشد برای یک اثر هنری خود را با مسائل حراستی درگیر کند؟
بسیاری از آنها که به زحمت ترغیب و تشویق اشان کرده بودم به رها کردن تنبلی، بهانه ای پیدا کرده بودند برای بازگشتن به خانهء اول و بی خیالی و در رفتن از زیر کار.
این بود که از فردای آن روز دست به کار شدیم و با جدیت هرچه بیشتر مشکل را پیگیری کردیم و قرار بر این شد که از خود و کار هنری امان رفع اتهام کنیم و تا بازگشتن درخت آرزوها به جایگاه قبلی اش قدمی عقب نشینی نکنیم.

23 DSCN0263.jpg

خوشبختانه تلاش امان پس از یک هفته به نتیجه می رسد و مسئول حراست و ریاست دانشگاه موضوع سوء تفاهم را می پذیرند.  و قرار می شود با شرایطی درخت را به جای قبلی اش بازگردانیم.

24 1 DSCN0619.jpg

دانشجویان و کارکنان دانشگاه که همه در جریان این ماجرا بودند. فردای آن روز از دیدن دوباره ی درخت در فضای دانشگاه متعجب شده اند و حتی برخی، رهایی اش از حبس را تبریک می گویند!

25 1 DSCN0734.jpg

یکی از شرایطی که قرار شد آن را بپذیریم این بود که در کنار هر اثر پوسترهایی نصب کنیم که موضوع و شیوه ی هنری آن اثر را توضیح دهد و دیگر این که قبل از اجرای آثار مفهومی دانشگاه را در جریان قرار دهیم.

26 DSCN0741.jpg

حالا این درخت شده است نماد جدیت ما در انجام کارهای هنری امان.
همراه با بازگشت او، نشاط هنری به فضای دانشگاه بازگشته است و دانشجویان، با جدیتی بیش از پیش مشغول اجرای چند اثر مفهومی دیگر هستند که در اولین فرصت گزارش آنها را نیز برایتان خواهم نوشت.

27 IMG_1184.jpg

از راست : سمانه نوروزی ، اعظم خلیلی ، سارا عزیزی و عالیه حسینی

27 IMG_1652.jpg
۱۲:۲۷ ب.ظ
 
... ادامه مطلب    
 
دیدگاه های شما
  1.  

    عجب ماجرایی بود – واقعن خسته نباشید .

    avatar
     
       
  2.  

    خیلی خوشحالم که همچین فضایی رو تو تنها آکادمی هنری شهر ایجاد کردی…

    avatar
     
       
  3.  

    سبزها قرمزها
    مثل یشم است و عقیق
    چه سخاوتمند است شاخه ی خشک کٌنار

    avatar
     
       
  4.  

    سلیقه رو با سین می نویسن

    avatar
     
       
  5.  

    سلام
    واقعا داستان جالبی بود
    میشه یه کتاب کوچیک همراه با یه تصویرسازی توپ ازش ساخت
    که تصویرسازیش ترکیبی از عکس و رنگ باشه…
    واقعا لذت بردم و مطمئنا اگه بودم، منم سرسختانه پیگیر میشدم تا درخت آرزوها رو نجات بدیم
    باورتون نمیشه آقای ابراهیمی، به حد وحشتناکی دوست داشتم توی این روزا و این کارا، این شرایط: اکیپ بچه های خودمون “گرافیک۸۶″ بود و شما…
    حسادت از این واضح تر!!!

    avatar
     
       
  6.  

    ماجراش واسه ما هم جالب بود
    همه میگفتن کو درخته؟!!!!!!!!!!!چی شششششششششششد؟!کجا رررررررررررررررفت؟!!!!!!!!!!!
    خسته نباشن همگی

    avatar
     
       
  7.  

    دست همگی درد نکنه و همجنین آقای ابراهیمی که پی گیر این ماجرا بود. ولی چرا کسی از تنها قربانی این ماجرا سخنی نگفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!! !!!!!!!!!!!!

    avatar
     
       
  8.  

    ما هم دلمان هنر مشارکتی مفهومی می خواهد!!! گروه هنر می خواهد !!! گروه بی هنر هم می خواهد !!!

    avatar
     
       
  9.  

    بلوط به اندازه ۳۰ سانت آرزو بچه ها رفت تو چشمش !

    avatar
     
       
  10.  

    با تقدیر و تشکر از تنها قربانی ماجرا بهرام اکاران که موقع حمل درخت یه شاخه رفت تو چشمش

    avatar
     
       
  11.  

    سلام..چه خوب که همیشه این تلنگر رو به خودتون و اطرافیانتون می زنید..موفق باشید.

    avatar
     
       
  12.  

    بابا شاهکار کردین …چقد درخت آرزوهاتون رو دوست داشتم …به نظر من حتی اون درخت آرزوهم براورده میکنه …کاشکی یه دونه از اون برگ ها رو من گره میزدم و واسه من بود …
    هنر مفهومی که فوق العاده بود …عکسها و شرحش رو که میخوندم دوست داشتم من هم بودم و همکاری داشتم … حس قشنگیه این ایده پردازی ها …و واقعا میگم که کاش باز هم افتخار این نسیبم بشه که دوباره دانشجوی شما باشم …

    avatar
     
       
  13.  

    خیلی کار زیباییه
    شجره الرغائب
    این عکسا خاطره لار رو واسم زنده کرد
    همه بچه ها هنوز توی ذهنم هستن
    امیدوارم به آرزوهاتووون برسید
    یا حق.

    avatar
     
       
  14.  

    آفرین و خسته نباشید . فکر کنم اگه اول پوستر رو وصل میکردید در جایی که قرار بود درخت رو بگذارید و در نظر اول همه پوستر رو هم میخوندند سو تفاهم پیش نمی اومد و درگیری کمتری براتون پیش میومد . جای ما هم گره بزنید .

    avatar
     
       
  15.  

    جالب تر از خود کار داستان اون بود که هم غم داشت هم شادی …
    بهتون تبریک میگم هم بخاطر پیروزیتون توی انجام کار و هم تلاش برای رسیدن به هدفتون
    بی صبرانه منتظر کار بعدیتون هستم

    avatar
     
       
  16.  

    مهشر بود. شما و دانشجوهاتون رو بخاطر پیگیری این قضیه تحسین میکنم…خیلی اتفاق قشنگی بود.امیدوارم که به همه آرزوهاتون برسید…چون درخت آرزوها رو نجات دادین.

    avatar
     
       
  17.  

    چند سال قبل درختان بسیاری به جرم داشتن پارچه قطع شدند
    جرم درخت چه بود
    جرم هنر چیست
    هیچ
    رمال ها همه را به کیش خود پندارند
    هنرمند می تواند سنن پیشین را بازنگری کنند و در بستری مناسب ارائه دهد

    avatar
     
       
  18.  

    khaste nabashid
    che bi liaghat boodan k hamchin kari kardan:(
    be har hal dastane jalebi shode:)

    avatar
     
       
  19.  

    ماجرایی بس وحشتناک و هنر سهمش از این همه حبس است و حراست…
    خوبه که آخرش همه چی ختم به خیر شد.
    کاش ما هم مسلم ابراهیمی داشتیم کاش ما هم هنر مفهومی داشتیم هنر مشارکتی
    کاش مسئولای دانشگاه ما هم حرف ما رو بفهمن کاش …
    موفق باشید استاد عزیز
    با سپاس.

    avatar
     
       
  20.  

    salam ostad khili delam gerft khili zad delam baraton khili khili khili tang shod be jai man lotf konid keh tikeh parcheh be derkht arzoha bebandid o ba tamam vojodam arzo mikonam dobareh bebinameton

    avatar
     
       
  21.  

    ممنون از ایمیل های جالبتون.منتظر دیدن کارای بعدیتون هستم……

    avatar
     
       
  22.  

    جناب ابراهیمی عزیز
    به شما و دانشجویانتان خسته نباشید می گویم ؛ حواشی ماجرا نیز مثل خود اثر ، مفهومی و در خور تأمّل بوده است ! رسالت هنری خودتان را خوب به انجام رسانده اید که وظیفۀ اصلی یک هنر متعهّد همین آّب بستن به خوابگاه مورچگان است . حالا هرکس تحلیل و تفسیر خودش را خواهد داشت . مسلّم اینکه انتظار می رود برداشت غالب در معرض دید فرار دادن باورهای توده ، طنز و به سُخره گرفتن خرافه باشد نه رواج خرافه پرستی ! که گویا دانشجویان هنرمند را بدان متهم کرده اند . اندوه به دل راه ندهید زیرا همه می دانند وصلۀ خرافه پرستی به پیراهن چه کسی بهتر می چسبد ! دانشجویان یا دانش ستیزان ؟ هنرمندان خرافه ستیز یا رمالان خرافات پرور ؟

    avatar
     
       
  23.  

    وقتی داری سرگذشت این درخت میخونی اون قسمت که درخت به انبار رفت چقدر عکس زیبایی داره ، اولین عکسی که از درخت داخل انبار گرفتید خیلی زیباست.

    avatar
     
       
  24.  

    واقعا این ماجرای درخت آرزوها و پیگیری شما برای برگرداندنش به محیط دانشگاه جالب بود .
    دستتون درد نکنه . آره راستش تا موقعی که ما هم اونجا بودیم هر روز که این گلدان را میدیدیم ، واقعا اعصابمون خرد میشد . بعضی از بچه ها توی اون آشغال میریختند .
    اون قسمت که گفتین درخت آرزو ها رفت انباری و عکسشو گرفته بودین خیلی ناراحت شدم و لی بیشتر که خوندم فهمیدم دوباره برگشته تو محیط دانشگاه خوشحال شدم . موفق باشید .

    avatar
     
       
  25.  

    دلم برا اون روزا تنگ شد، براتون آرزوی موفقیت میکنم.

    avatar
     
       
  26.  

    خعلی باحال بود……

    avatar
     
       
  27.  

    ماجرای خیلی جالبی داشت
    واقعا خدا قوت

    avatar
     
       
  28.  

    عجب ماجرای عجیبی داشته این درخت ارزوها جناب سلیمی … تبریک میگم بهتون به خاطر کارای زیبای هنری تون

    avatar
     
       

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>